ساقی شعر
ادبی
و عشق
و عشق ……
عشق چشمي ست كه گاه
خود را به كوري مي زند تا از خيابان عبورش دهي
بي كه بداني عبورت داد.
+
نوشته شده در بیست و یکم دی ۱۳۸۵ ساعت 0:34 توسط ساقی |
سلام
حال همه ما خوب است
ملالي نيست جز گمشدن گاه گاه خيالي دور كه مردم به آن شادماني بي سبب گويند.
با اين همه عمري اگر باقي بود
سعي مي كنم طوري از كنار زندگي بگذرم
كه نه زانوي آهوي بي جفت بلرزد
و نه اين دل ناماندگار بي درمان
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
شهریور ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تیر ۱۳۸۶
فروردین ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
تیر ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
اردیبهشت ۱۳۸۵
فروردین ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
آرشيو
BLOGFA.COM