کاریکلماتور
هميشه قبل از خودم شستم خبردار مي شود.
لوازم آرايش به لوازم جادويي تغيير نام داد.
کسي که از واقعيت ها بهره مي گيرد رباخوار نيست.
پرنده پس از فرار از قفس، از بهار نشان لياقت گرفت.
خودروها تکامل پيدا کرده اند؛ اما خيلي از آدم ها هنوز انسان نشده اند.
بعضي از خانم ها از ترس پيري پا به «سن» نمي گذارند.
هر وقت او را مي بينم کمي مکث مي کنم، مثل ويرگول.
تمام زندگي ام قسطي است، اما گوشم بدهکار نيست.
تفاوت ديد من و تو در نمره عينکمان است.
خوش به حال فقير که يک حرف از غني بيشتر دارد.
وقتي «رُخ»ت مرا کيش داد «مات» نگاهت شدم.
از ماجراي عشقمان، موهايم روسفيد بيرون آمدند.
خيلي سخت است هم روي قولت بايستي و هم زير پا نگذاري اش.
شاید کشمش همان انگور بازنشسته باشد.
بعضي از آدم ها درظلمات انديشه خود غرق مي شوند.
بعضي ها خط لبشان نستعليق است.
حالم را به هم نزن، غم هايم به تازگي ته نشين شده است.
خاطره جايي براي « رويا» باقي نگذاشت.
دهانم پُر از حرف است، حيف با دهان پُر نبايد سخن گفت.
******************************** ****
بعضي ها رو دست ندارند و بعضي ها زير دست
عدد يک را دست کم نگيريد، يک عمر، يک زندگي، يک انسان!
آن هايي که بلند فکر مي کنند هيچ وقت کوتاه نمي آيند.
عاشق با «تلسکوپ» به دنيا نگاه مي کند و حسود با ميکروسکوپ
بدون عينک تمام سازها را تار مي بينم.
وقتی از چشمم افتاد دست و پایش زخمی شد .
بهترين ساعت دنيا، ساعتي بود که ديدمت.
در دنیا یک چیز است که فقط به خاطر تو می تپد و آن قلب خودت است.
سلام