بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو

بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ

 

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

 

شادیِ شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد

بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب

 

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

فکر قاشق زدن دختر ناز چشم سیاه

شوق یک خیز بلند از روی بته های نور

برق کفش جفت شده تو گنجه ها

 

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

 

عشق یک ستاره ساختن با دولک

ترسم ناتموم گذوشتن جریمه های عید مدرسه

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری

شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شده

تو لاجوردی هوس یه آب تنی

 

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

با اینا بهارو باور می کنم!

به یاد " فرهاد " و برای " شهریار همیشه یار "