الهي آمدم با دست تهي. سوختم به اميد روز بهي. چه باشد اگر براين دل خسته ام مرهم نهي
سحرگاهان
كه
تابوتم
بدوش آشنايان
رهسپار خانه جاويد خواهد شد
واندوه غمين مادرم
هر لحظه در اطراف مي پيچد
توهم
اي
آشناي سنگدل
ازخانه بيرون آي
بگو رفتي
برو
منزل مبارك
+ نوشته شده در دوم تیر ۱۳۸۴ ساعت 9:33 توسط ساقی
|
سلام