خوش آمدی
و خويشتن را يكباره به آينه مي سپارم
وترا به باران.....
آسمان نذرش را ادا كرد
وابر لطافتش را پيش پايت قربان.........
آهاي شبگرد غزلهاي عاشقي
به كوچه پس كوچه هاي تنهائي من خوش آمدي
خوش آمدي
كاش چون پرتو خورشيد بهار سحر از پنجره مي تابيدم
از پس پرده لرزان حرير رنگ چشمان ترا مي ديدم
+ نوشته شده در بیست و سوم بهمن ۱۳۸۴ ساعت 19:46 توسط ساقی
|
سلام